فانی در طرح خود جاه طلبی قابل تحسینی انجام می دهد اما در نهایت با اجرای یک سکوت و خسته کننده فروپاشیده می شود. چیزی بین پتانسیل و تحویل آن گیر افتاده است ، گویا ارتباطی بین مراحل فیلمنامه و فیلم از بین رفته است ، حتی اگر آندره آواردال هم به عنوان نویسنده و هم کارگردان فعالیت کند.

داستان در روستای نروژ اتفاق می افتد ، اریک (نات ولف) ، مرد نروژی-آمریکایی را دنبال می کند که ناگهان قدرت های باورنکردنی خدای نورس اسطوره ای را پیدا کرده است. در حالی که او می تواند عناصر را به انجام کارهای به ظاهر غیرممکن دستور دهد ، اما نمی داند چگونه قدرت خود را کنترل کند. آنها ابتدا در مزرعه خانواده اش آشکار می شوند ، جایی که او آتش سوزی را شروع می کند و باعث از بین رفتن اموال و از بین رفتن خانواده اش می شود.

او از صحنه فرار می کند ، در جنگل ناپدید می شود ، اما سرانجام دوباره در یک شهر کوچک دوباره سر بر می آورد و هنگامی که یک نوجوان محلی که او را به زحمت می اندازد ، به محض تماس چشمی با اریک ، در همانجا مورد توجه پلیس قرار می گیرد. کریستین (ایبن آکرلی) ، یک روانشناس تازه آموزش دیده ، سعی می کند بفهمد چه خبر است و تیمی از سفارت آمریکا به سرپرستی عامل کورا هاتاوی (پریانکا بوز) تلاش می کنند تا او را برای بازجویی و ارزیابی بیشتر به آمریکا برگردانند. .

فیلم پیشنهادی  تریلر SHIRLEY با بازی الیزابت ماس

اما به نظر می رسد قدرت اریک بالاتر از هر اقدام واحدی است – از مداخلات برای دستگیری تا آرامبخش تا بازجویی – و هرچه خراب شدن او در مقیاس بزرگتر می شود ، جهان متوجه او می شود. حتی برخی از آنها تعجب می کنند که آیا او خدایی است؟

فانی شجاعانه تلاش می کند تا طیف وسیعی از ایده ها و دیدگاه های مختلف را کشف کند ، اما برای موفقیت تلاش می کند. ستودنی است ، اوردال مدتی طول می کشد تا صرفاً به تصویر کشیدن هرج و مرج حرکت کند و عواقب توانایی های اریک ، عذاب ناشی از او و اختلالی که در جامعه گسترده ایجاد می کند را جدی می گیرد.

اما ، در بیشتر موارد ، فیلم نمی تواند به این ایده ها از راه هایی دسترسی پیدا کند که از یک داستان کاملاً واقعی برخوردار باشد. این کار از یک قطعه به قسمت دیگر به طور یکنواخت مراقبت می کند و سعی دارد شخصیت های خود را در این بین توسعه دهد. و درست زمانی که فیلم شروع به فرو رفتن در پس زمینه اریک می کند و واقعاً روی بدلیل نشخوار می کند که حوادث داستان به حرکت درآمده است ، ناگهان به یک قلاب دنباله دار گیج کننده ختم می شود.

فیلم پیشنهادی  Outfest 2020: خط کامل اعلام شد

در نهایت چیز کمی وجود دارد که بتوان آن را درک کرد ، هیچ درک معناداری از شخصیت های آن وجود ندارد ، و یک بررسی ناامیدکننده کم عمق از مضامین اصلی داستان است. این فیلمی است که عمدتا با ارزش واقعی کار می کند حتی اگر مشخص است که می خواهد کارهای بیشتری انجام دهد. به نوعی هم براساس صحنه به صحنه ترسیم شده و هم در دامنه وسیع تری از روایت خود عجله دارد.

فانی فقط احساس صافی می کند ، زیرا فاقد یک داستان پویا است و وقتی تمام شد تأثیری نمی گذارد. همیشه این احساس وجود دارد که چیز دیگری باید در اینجا باشد. اگرچه ولف در زندگی بخشیدن به داستان بازیگران خوبی را رهبری می کند و جلوه های ویژه فیلم برای آنچه که به نظر می رسد تولید کمتری است قابل تحسین است ، فانیمشکلات از نظر ساختار و رویکرد هنوز مانع موارد ممکن است.

فیلم پیشنهادی  اولین تریلر فیلم 'WandaVision' اینجاست!

redvredal دنیایی ساخته است که آنقدر تاریک است ، آنقدر عاری از خودانگیختگی یا حتی تعجب نیست ، به طوری که به نظر می رسد این فیلم به طور ضمنی گزینه های خودش را از ابتدا محدود می کند. قابل درک است که اریک اسرارآمیز ، ساکت و بدخلق خواهد بود ، اما فیلم اساساً با الگو گرفتن از ویژگی های ممانعت و مبهم کردن اشتباه می کند.

لحن آن بی روح است و تحولات داستان خودسرانه احساس می شود. موضوعات امیدوار کننده ای وجود دارد – به ویژه هنگامی که فیلم دیدگاه خود را فراتر از محدوده فوری اریک و افراد اطرافش گسترش می دهد و در مورد عواقب فردی که چنین قدرت های ترسناکی را دارد ، تأمل می کند.

لحظه های ویرانی و احتمال ، ترس و امید وجود دارد. اما به نظر می رسد این فیلم هرگز برای مدت طولانی در آن طرز تفکر زندگی نكرده و سرانجام به هیاهوی گفتگوی تلخ و طرح های زیركانه خود بازمی گردد. این اغلب مانند تنظیمات برای یک داستان بزرگتر و گسترده تر بازی می کند ، اما این تمام است. این فیلم به نشانه های خود می رسد و پایان می یابد ، و خیلی چیزهای بررسی نشده باقی می ماند.

پاسخی بگذارید