با نگاهی به یک راهرو باریک ، نمایی از زندگی خانوادگی را می بینیم. مادری پشت میز نشسته است در حالی که دختری آن را می چیند و پدر آشپزی می کند. اگر ما این شخصیت ها را دنبال نمی کردیم ، از هر یک از دیدگاه های آنها اتفاقاتی را تجربه می کردیم ، این صحنه معمولی بود. نویسنده و کارگردان Ekwa Mansangi محیطی را در ایجاد می کند خداحافظ آمور که در آن نمونه عظیم است ، زیرا هر لحظه این خانواده با هم زندگی می کنند شکننده است.

بعد از جنگ داخلی در آنگولا ، والتر (Ntare Guma Mbaho Mwine) توانست به شهر نیویورک بیاید و به عنوان راننده تاکسی کار کند. وی بیش از 17 سال برای دخترش سیلویا (جیم لاوسون) و همسرش استر (زینب جه) زندگی ساخت. اکنون که آنها سرانجام در ایالات متحده به او پیوستند ، برای اصلاح و محافظت از روابط آنها ضروری است. اما این تعمیر و نگهداری مداوم باعث ایجاد شکاف می شود و آنچه که زمانی این سوراخ ها را پر می کرد دیگر این کار را نمی کند ، بنابراین این خود آنها هستند که می توانند تصاویر ایده آل را کنار بگذارند و خود را وفق دهند.

فیلم پیشنهادی  تریلر اجاره Dave Franco

شب بعد از پیوستن والتر به خانواده اش ، او بعد از کار به یک باشگاه رقص می رود. در حالی که آنجا است ، او یک زن را می بیند. موسیقی بلند و پرتحرک صحنه کمرنگ می شود ، و به گیتار ملایم تبدیل می شود ، زیرا او با صفر کردن یک زن خواستار رقصیدن از او شد. والتر با لحنی خشن و ساکت صحبت می کند ، اما خجالتی نیست ، مخصوصاً هنگام رقصیدن ، که اشتیاق مشترک او و دخترش و حتی استر جوان است.

طبع نرم او مانع از پیدا کردن زن ، لیندا (نانا منسا) ، که در حالی که سعی در صمیمیت با همسرش داشت شب اول که با هم بودند ، در افکارش چشمک می زند ، مانع او شده است. لیندا “زن دیگر” است و به وضوح جدی بود ، زیرا آنها با هم زندگی می کردند و او یک کیسه ملافه در کمد خود دارد.

اوایل سیلویا اظهار داشت که همه چیز مادر او را می ترساند ، به همین دلیل او بسیار دعا می کند ، و این بخش بزرگی از هویت فعلی استر را خلاصه می کند. او هنگامی که به همراه سیلویا در تانزانیا زندگی می کردند به طور جدی درگیر دین شد و اولین وعده غذایی این خانواده با یک نماز شدید برگزار شد ، یک غذای مناسب برای یک جماعت از یک میز شام.

فیلم پیشنهادی  هایلی استاینفلد در ویدئوی ست اول به عنوان کیت بیشاپ تأیید شد

او نه تنها به عنوان حمایت بلکه برای توجیه از دین خود به عنوان عصا استفاده می کند. او اغلب برای راهنمایی با کشیش خود مسافت زیادی را فرا می خواند و هنگامی که دخترش از او سرپیچی می کند ، دعا می کند. او سعی دارد سیلویا را در حالت صاف و باریک و دور از رقص نگه دارد ، اما سیلویا فقط می خواهد یک نوجوان عادی باشد.

او محفوظ است اما وقتی می رقصد تغییر شکل می دهد. او در پایان فیلم روال کاملی را انجام می دهد که کاملاً جذاب و تقویت کننده این لایه نمایشی است که فقط در قسمت قبلی فیلم به طور خلاصه قابل مشاهده بود.

روابط والتر و استر در آنگولا تحت الشعاع جنگ داخلی قرار دارد ، و گرچه گذشته مشترک آنها و عشق به رقص آنها را به هم پیوند می دهد ، اما مدت زمان زیادی سپری شده است که این دلایل بسیار نازک است و نمی تواند خانواده را سالم نگه دارد. فرصت های از دست رفته برای نه تنها نشان دادن داستان آنها در آنگولا ، بلکه داستان های جداگانه آنها و جدا از تمام آن زمان وجود دارد.

فیلم پیشنهادی  حمله دیوها بررسی

لیندا و والتر با هم زندگی می کردند ، اما آنچه ما در مورد لیندا می دانیم این است که او یک پرستار است ، او دوست دارد برقصد و او در تمام مراحل مهاجرت از والتر حمایت می کرد زیرا او سعی می کرد با استر و سیلویا دوباره جمع شود. ما در مورد خانواده یا دوستان والتر و استر در آنگولا ، کارهای کلیسایی استر یا زمینه رقص سیلویا چیز زیادی نمی دانیم.

نگاهی اجمالی به زندگی آنها در کشورشان و این 17 سال کافی نیست که واقعاً پاسخگوی این س questionال باشد که آیا آنها باید متعهد باقی می ماندند یا از هم جدا بودند. بازپخش صحنه های یکسان از دیدگاه های مختلف شخصیت ، هر فرد را عمیق تر می کند اما یک فیلم تکراری ایجاد می کند که هنوز به نوعی بسیاری از “قبل” خود را از دست داده است.

خداحافظ آمور می تواند از برخی موارد پر کردن استفاده کند و لزوماً به سوال اصلی آن پاسخ نمی دهد ، اما آن را به اندازه کافی آویزان می کند تا بتواند بازتابی از خود ایجاد کند.

پاسخی بگذارید