این یک گزارش از بازبینی قبلی منتشر شده است. چهاردهم امروز در Grasshoppper Films موجود است.

بیشتر افراد در روزهای دبیرستان و قبل از آن ، با نزدیکترین دوستان خود ، تعدادی برنامه با شکوه برای آینده درست کرده اند. برخی در حال رسیدن هستند در حالی که بیشتر متروکه اند و برخی دیگر متلاشی می شوند. دلایل بیشماری وجود دارد که چرا این نقشه های بهترین برنامه نتوانسته اند تحقق پیدا کنند ، اما معمولاً مقصر اصلی صرف زندگی است. زندگی با رشد بی پایان مسئولیت های خود اتفاق می افتد که با آن کار دست و پا می کنند (گاهی اوقات با کمک خودمان) در یک تلاش هماهنگ برای تقویت شکاف بین ما.

پیشرفت مداوم این تلاش هماهنگ زندگی ، کاری است که نویسنده / کارگردان دن سالیت در آخرین فیلم خود سعی در ضبط آن دارد ، چهارده، که وقایع دوستی چند دهه بین مارا و جو است ، با بازی تالی مدل و نورما کوهلینگ. این حماسه کلیشه ای شما پر از قله ها و دره ها نیست ، زیرا بیشتر در دره هایی را می گذراند که در بعضی از تپه های مرتفع عبور می کنند ، بلکه به همان اندازه بسترهای رودخانه خشک شده در حالی که نشان می دهد چگونه برخی از دوستی ها می توانند در minuscule ، راههای غیرقابل تصوری تخریب شوند ، تا زمانی که انباشته شوند به اندازه کافی برای ایجاد غیرقابل تصور قطع شدن.

زندگی جو یک جریان مداوم از بی اعتنایی بین مشاغل به عنوان یک مددکار اجتماعی است ، به نظر می رسد بیشتر اوقات فراموشی است اما همین طبیعت بی نظم نیز مسئول خودجوش بودن و نگرش بی دقتی وی است. مارا معقول این دو نفر است که اغلب به عنوان نقش سرپرست در هنگام ورود (دوباره و دوباره) برای پیاده سازی جو از طریق یک کار بعد از دیگری با استفاده از زمینه تدریس خود گویا می شوند که گویی جو دانش آموز دیگری است که در حالت مداوم نیاز به کمک دارد. اغلب ، به نظر می رسد که مارا با پر کردن نقش مددکار اجتماعی جو ، الگوی یک مددکار اجتماعی را ارائه می دهد.

داستان چگونگی آشنایی آنها با یکدیگر ، داستان اصلی در بسیاری از موارد است ، از ابتدا با شروع کار اجتماعی تا ابتکار مارا برای کمک به دیگران. روابط آنها مانند بیشتر ، مجموعه ای از کمکها و کمکهای عاطفی است تا زمانی که مقیاسهای این اتحاد شروع به وزن بیشتر از یک طرف کنند. به نظر می رسد که مارا برای همیشه مدیون جو است ، بطور معمول تلاش زیادی برای بازپرداخت آن بدهی بارها و بدون توجه به هزینه انجام می دهد. که اغلب او را به کمبود نیازها و خواسته های خود سوق می دهد. این ادامه می یابد تا شکاف این آرایش خاص گسترده تر و گسترده تر شود و مارا (و دوستی آنها) به همان اندازه نازک تر شود که او (و آن) برود.

Sallitt بیننده را دقیقاً بعد از اینکه روابطشان شروع به تبدیل شدن کرد ، کمی دوست داشتیم و مارا به سرعت به عنوان مسئول بسیار مسئولیت پذیر این دو ساخته شد. این تضاد با هر صحنه مشخص تر می شود اما پیشرفت آن در یک خط محکم از برهم کنش ها و وقایع دنبال نمی شود. در عوض ، در یک خط زمانی که با وقفه و بیضی پوشیده شده است ، تکه های زمان گمشده با دقت طول آنها ناشناخته است ، که فقط با دست زدن به داخل و خارج از دوست پسرها و مدل های مو مشخص شده است. تنها فشارسنج واقعی این گذر زمان در قالب دختر مارا است زیرا پیری و رشد او به طور طبیعی باعث می شود زمان بیشتری بین این دو بدون لمس کردن پایه بیشتر شود. درنهایت تأکید می کند که حتی اگر بیشتر انرژی شما صرف تلاش برای جلوگیری از نتیجه شود ، از دست دادن لمس آسان است. با این حال ، یکی از جنبه ها ، که هرچند بیش از پیش آشکار می شود ، وابسته است ، وابستگی جو به کمک و مراقبت مارا با مارا ناخواسته نقش قادر سازنده را بازی می کند.

در خارج از نوشتن و کارگردانی سالیت جنبه اصلی موفقیت فیلم را می توان کار پدیده ای از تالی مدل و نورما کوهلینگ دانست. آنها یک فشار / کشش پویا را به روابطشان منتقل می کنند که هرگز آستانه را به سمیت منتقل نمی کنند زیرا هر دو احساس اضطراب واقعی را در کنار فرسودگی واقعی ابراز می کنند. مدل مادر و مسئول است. همیشه از نظر جسمی و عاطفی ، اگرچه در بعضی مواقع با اکراه ، در دسترس است ، اما همه چیز را رها می کند و وقت و توجه او را به عزیزترین دوستش منحرف می کند. او به عنوان یک نقش کاهش دهنده در مشکلات پیچیده وجود دارد ، غالباً مبهم اما هرگز شکست خورده ، مارا را با یک قدرت آرام به تصویر می کشد و با خستگی دلسوزانه در حالی که خزش می کند ، پشت سر می گذارد.

جو کوهلینگ توسط کنوانسیونها غیرقابل تصرف است ، همانطور که می خواهد وقتی می خواهد انجام دهد ، و به عواقب احتمالی فکر نکند. اگرچه ، بعضی اوقات شفافیت برای او آشکار می کند که بعضی اوقات آنچه می خواهد همیشه به بهترین وجه نیست بلکه ، در کل ، او علی رغم خودش سعی می کند بهترین تلاش خود را انجام دهد. اما ، به طرز غم انگیزی ، او در نبرد خود مجهز است. بی عظمت در شخصیت ، خاموش کردن هنوز فریبنده ، و می تواند هم اندازه و هم خسته کننده و خیرخواهانه باشد.

پیوندی که این دو زن متفاوت را با یکدیگر وادار می کند ، نزدیک به سینه نگه داشته می شود ، هرگز به آن اشاره ای نشده و یا در مورد بی پرده صحبت نشده است تا آخر آخر فیلم چون مارا داستان دیدارشان را برای اولین بار برای دخترش در قالب بازگو می کند. یک داستان خواب با این بازگرداندن مبدأ اوراق قرضه ، آشکار می شود و به راحتی می توان بدهی هایی را که مارا احساس می کند گویی مجبور به بازپرداخت به صورت دائمی می کند ، مشاهده کرد. یک عمل ساده برای عملی که به معنای جهان به دیگری بود. و با آن داستان ساده ، عوارض و شرایط دوستی آنها همه مورد توجه واقع می شود ، همه چیز معقول می شود و همه اقدامات قبلی در شکوه خود متراکم می شوند و یک نفر را به تعجب می اندازد ، چه زمانی و کجا تغییر پویایی و چرا؟

با چهارده، سالت دوستی را به عنوان یک عمل ضد متعادل ، اهمیت تعارف از یکدیگر و حمایتی که از آن ناشی می شود ، مطرح می کند. در مقابل ، او همچنین مبارزات ذاتی برای حمایت از کسی را هنگامی که کسی از دانش ، منابع و / یا زمان لازم برای رسیدن به موفقیت شخصی بر حذر نداشته باشد ، برجسته می کند. او مزایا بلکه محدودیت های این رابطه همزیستی را نشان می دهد که در آن با دیگران به منظور روبرو شدن با جهان ، روز به روز تیم می شویم.

فیلم پیشنهادی  SDCC ماه آینده از طریق Livestream برگزار می شود

پاسخی بگذارید